عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

14

معرفة السموم ( فارسى )

قرحه يا انداختن مشمّع منفّط و يا خراش بشرهء ان زايل شده باشد ( 3 ) بطريق ابدزدك زير جلدى كه داخل نسج سلّولى شود ( ربن طبيب انكليس در سال 1844 ميلادى مخترع اين عمل شد ) ( 4 ) از روى غشاى مخاط مثل بعض سموم كه محض مجاورت با ان مجذوب بدن كردد چنانچه هركاه يك قطره اسيد سيانيدريك ( جوهر بادام تلخ ) در سطح ملتحمهء چشم وضع نمايند هشت تا ده ثانيه بيشتر طول نكشد كه هلاكت دست دهد و در تمام بدن ديده شود كه سمّ مذكور نفوذ نموده و منتشر شده است ( ماتياس دوال ) . [ سوم : بلا واسطه در سياله دورانى ] سيّم ورود سمّ است بلا واسطه در سياله دورانى كه معمول است در امتحانات فيزيولژى كه بعضى از سموم را بتوسّط ابدزدك داخل در اوردهء حيوانات نمايند . [ چهارم : از راه تنفّس ] چهارم ورود سمّ است از راه تنفّس و اين منحصر است ببعضى ابخره سمّيه كه حين استنشاق بخار سمّى بعد از عبور از مجارى